ذبيح الله صفا

979

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

فراهم آوردند و ظهورى خود در ديباچهء خوان خليل بدين نكته اشاره كرده و گفته است كه پيش از آن در پيرايش گلزار ابراهيم و اكنون در گسترش خوان خليل سهيم و عديل ملك الكلام قمى است . دربارهء مرگ ظهورى بعضى ( و از آن جمله ملا عبد القادر بداؤنى در منتخب التواريخ ) نوشته‌اند كه او و پدر زنش ملك بسال 1024 در شورشهاى دكن كشته شدند ولى در بيشتر مأخذها وفات ظهورى را بسال 1025 دانسته‌اند و اسمعيل پاشا تاريخ اين واقعه را در ايضاح المكنون سال 1026 ( ستّ و عشرين و الف ) ثبت كرده است و چون مرگ ظهورى يك سال بعد از وفات ملك ( 1025 ه ) روى داده بود همين تاريخ اخير را بايد درست‌تر دانست . ظهورى در نظم و نثر هر دو دست داشت و در اين هر دو فن ميان پارسىگويان و پارسىشناسان هند ، هم از عهد خود ، شهرت بسيار يافت . نثر او بشيوهء نثرهاى مصنوعست كه با سجعها و آرايشهاى گوناگون و به كار بردن واژه‌هاى دشوار و كنايه‌ها و استعاره‌ها و مجازهاى وافر همراهست و از بسيارى شهرت و رواج در هندوستان بعنوان سرمشق فصاحت و انشاء و ترسل و به صورت كتابهاى درسى به كار رفته و از آنها خاصه از « سه نثر ظهورى » نسخه‌ها پرداخته و چاپها ترتيب داده‌اند . مجموعهء منشآت ظهورى تشكيل مىشود از : 1 ) ديباچهء نورس « 1 » كه مقدمه‌ييست بر كتاب « نورس خيال » اثر ابراهيم عادلشاه والى بيجاپور . 2 ) گلزار ابراهيم در ستايش ابراهيم عادلشاه كه نامش در آغاز آن آمده و ظهورى آن را با همكارى ملك قمى فراهم آورده . 3 ) خوان خليل كه آن هم با مشاركت ملك بنام ابراهيم عادلشاه و در ستايش وى ترتيب يافته ، و ظهورى بعضى از درباريان عادلشاه و شاعران همطراز خود را كه در بيجاپور بوده‌اند در آن كتاب نام برده است . 4 ) چند نامه از ظهورى مانند مكتوبى كه بفيضى فياضى نوشته ، و « پنج رقعه » و جز آنها .

--> ( 1 ) - نورس در استعمال هندى بمعنى مجموعه است .